سيد محمد باقر شفتي
247
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
اول : تفسير طمأنينه است . بدان كه كلام در تفسير طمأنينه اگر چه در مباحث ركوع مذكور شد ، لكن مناسب در اين مقام عود به اين مرام است به جهت تنبيه به بعض فوائد ، پس مىگوئيم : سه احتمال در تفسير طمأنينه قائم است : اول - آن است كه بگوئيم طمأنينه در حالتى از أحوال مثل سجود عبارت است از وقوف و كون انسان در سجود به حدى كه هر عضوى از اعضاى او مستقر و ساكن شود ، و اين ظاهر مىشود از بسيارى از أعاظم فقهاء . قال في المعتبر : معنى الطمأنينه السكون حتى يرجع كل عضو الى مستقره و ان قل « 1 » . پس معنى وجوب طمأنينه در سجود به مقدار ذكر واجب است كه جميع اعضاى مكلف در أوان اشتغال به ذكر واجب ساكن و مستقر بوده باشد ، و همچنين است حال در طمأنينه در تكبيرة الاحرام و قرائت و ركوع و غير اينها . دوم : آن است كه مراد از طمأنينه در سجود به مقدار ذكر واجب آن است كه مكلف باقى باشد به حالت سجودى از وقتى كه مشغول به ذكر شده است تا فراغ از ذكر ، اگر چه اعضاء و جوارح مستقر و ساكن نبوده باشد ، و اين معنى ظاهر مىشود از جملهء عبارات ، مثل عبارت مرحوم علامه در نهاية الاحكام ، حيث قال : تجب الطمأنينة به قدر الذكر في كل واحدة منهما و ايقاع الذكر مطمئنا ، فلو شرع فيه قبل وصول الجبهة الارض أو رفع قبل انتهائه بطلى سجوده « 2 » . و مثله عبارته في التذكرة و زاد في آخره عند علمائنا أجمع . سوم : آن است كه مراد از طمأنينه در سجود به مقدار ذكر واجب آن است كه مكلف از حين أخذ و شروع به ذكر واجب تا فراغ از آن مستقر و ساكن باشد يعنى در عرف بگويند كه اين شخص در اين مدت ساكن و مستقر است ، مشخص
--> « 1 » معتبر محقق حلى ج 1 / 194 . « 2 » نهاية الاحكام ج 1 / 490 .